به دنبال واژهای میگشتم که حال کنونیام را توصیف کند. به سکون فکر میکردم و آرامش که هیچ در من نبود. آشوب را مناسب حال دیدم. سری به دهخدا زدم. معانی زیر را یافتم و وبلاگی چنین زاده شد.
فتنه، فساد، تباهی، هرج و مرج، نابسامانی، هیاهو، بانگ و ولوله، مشغله، شور و غوغا، اختلال و آشفتگی، ازدحام، انقلاب، شورش، وزش سخت باد، طوفان، مقابل آرام و سکون، قی، حالت تهوع